نظر به درخواستهای دریافت شدهی از نویسندگان وبگاههای فعال در حوزهی ادبیات گمانهزن و به منظور فراهم آوردن فرصت کافی برای شرکت تمامی علاقمندان به داستاننویسی این حوزه در «هفتمین دورهی مسابقهی داستاننویسی گمانهزن»، دبیرخانهی جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن تصمیم گرفت که امکان ارسال آثار به دبیرخانه را به مدت ده روز دیگر تا پایان روز شنبه، ۱۰ اسفند ماه ۱۳۹۱ تمدید کند. توجه داشته باشید این تمدید نهایی بوده و داستانهایی که پس از تاریخ اعلام شده برای دبیرخانهی جایزه ارسال شوند، به هیچ عنوان مورد ارزیابی و داوری قرار نخواهند گرفت.
اعلان اولیه مسابقه شامل شرایط کامل «هفتمین دورهی مسابقهی داستاننویسی گمانهزن» را میتوانید در این نشانی مشاهده کنید.
اسفند ۱م, ۱۳۹۱ در
اخبار جایزه |
دیدگاهها خاموش
با پایان مهلت اعلام شده (۱ بهمن ۱۳۹۱) دریافت آثار «هفتمین دورهی مسابقهی داستاننویسی گمانهزن»، با توجه به درخواستهای فراوان رسیده به دبیرخانهی جایزه مبنی بر تمدید این زمان، دبیرخانهی جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن اعلام میکند مهلت ارسال آثار «هفتمین دورهی مسابقهی داستاننویسی گمانهزن» به مدت یک ماه تا ۱ اسفند ماه ۱۳۹۱ تمدید میشود. سایر شرایط و قوانین مسابقه به قوت خود باقی است. همچنین سایر شرایط و بخشهای ویژهی مسابقه در اطلاعیههای آتی اعلام خواهد شد.
اعلان اولیه مسابقه شامل شرایط کامل «هفتمین دورهی مسابقهی داستاننویسی گمانهزن» را میتوانید در این نشانی مشاهده کنید.
بهمن ۲م, ۱۳۹۱ در
اخبار جایزه |
دیدگاهها خاموش
دی ۱م, ۱۳۹۱ در
اخبار جایزه |
دیدگاهها خاموش
هفتمین دورهی «مسابقهی داستاننویسی گمانهزن» در سال ۱۳۹۱ خورشیدی، در چهارچوب «جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن» برگزار میشود.
تعریف
بنا بر تعریف «دانشنامهی هنر و ادبیات گمانهزن» (wiki.fantasy.ir)، ادبیات گمانهزن برگردانی از عبارت Speculative Fiction است. ادبیات گمانهزن با این قرارداد عنوانی کلی برای سبکها و زیرسبکهایی است که دنیایی متفاوت با دنیای واقعی را تصویر میکنند. به طور کلی با این تعریف ادبیات گمانهزن سبکهای علمیتخیلی، فانتزی و وحشت و زیرسبکهای آنها را در برمیگیرد.
عبارت اصلی (و برگردان آن با بسامدی کمتر) در نقد ادبی مرامی و محققانه برای توصیف این ژانرها به کار میرود. همچنین خوانندگان، نویسندگان و ویراستاران هم به همین معنی از آنها استفاده میکنند.
گاهی از عبارت «ادبیات ژانری» برای اشاره به این دسته استفاده میشود. در مقابل «ادبیات جریان اصلی» قرار میگیرد که از مولفههای شناسانندهی این ژانرها و سبکها و زیرسبکهای آنها خالی است.
هفتمین دورهی مسابقهی داستاننویسی گمانهزن به شرح زیر برگزار میشود:
۱- ارسال آثار از تاریخ ۱ آذر تا ۱ بهمن ماه ۱۳۹۱ خورشیدی
۲- بازخوانی آثار
۳- انتخاب آثار برگزیده
۴- مراسم اعطای جوایز همزمان با رویداد «جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن»
تاریخهای مربوطه در اطلاعیههای آتی بهروز خواهند شد.
شرایط مسابقه
۱- موضوع آثار آزاد است، اما باید حتماً در حیطهی داستانهای گمانهزن (فانتزی، علمیتخیلی و وحشت) یا به صورت تلفیقی نوشته شده باشد.
تبصرهی ۱: تعریف داستان فانتزی به این قرار است: اثری فانتزی است که حداقل یکی و یا بیشتر از مضامین اصلی یک اثر فانتزی (جادو، ماورالطبیعه، نبرد سنتی خیر علیه شر و موجودات جادویی) را داشته باشد.
تبصرهی ۲: علمیتخیلی ژانری است که در آن به بررسی تأثیر نظرات علمی و پیشرفت علم و فنآوری، طرح نظریههای علمی ثابت نشده و ارایهی پیشبینیهایی از آینده و پیشرفت آتی علم و فنآوری در قالب داستان و نیز داستانسرایی دربارهی حیات فرازمینی و موجودات بیگانه پرداخته میشود.
تبصرهی ۳: داستان وحشت، اثری است که تمرکز عمدهی آن بر روی ایجاد نوعی هراس در خواننده یا مخاطب باشد. این قبیل داستانها منشایی کهن دارند و بخش قابل توجهی از ادبیات عامه را شکل میدهند. از عمده عناصر این ژانر میتوان به ارواح و اشباح، ساحر، خونآشام و در نمونههای واقعگرایانهتر به ترسهایی با منشاء روانشناختی اشاره کرد.
۲- آثار نباید فنفیکشنی از داستانهای دیگر باشد.
تبصره: فنفیکشن یا داستان نوشته شده توسط هوادارانِ یک اثر، یعنی استفاده تمام و یا قسمتی از شخصیتها، فضا و ماجرای یک اثر منتشر شدهی دیگر.
۳- هر اثر طبق تعریف داستان کوتاه باید بیشینه حجم پانزده هزار کلمه و کمینه حجم دو هزار کلمه را برآورده سازد. توجه فرمایید که آثار مینیمالیستی (چندکلمهای) قابل قبول نیستند.
۴- آثار ارسالی در حال حاضر تنها در قالب فایلهای نرمافزارهای واژهپرداز (MS Word و یا Open Office) مورد قبول هستند. در صورت تغییر قالبهای مورد پذیرش، این موضوع از طریق همین مرجع اعلام خواهد شد.
۵- رعایت شیوه و اصول نگارش مطمئناً در ملاک سنجش هیأتداوران تأثیرگذار خواهد بود.
۶- هر نویسنده میتواند حداکثر تا پنج اثر خود را در مسابقه شرکت دهد.
۷- ارایهی نام و نامخانوادگی، شماره تماس (برای اعلانهای آتی) و پست الکترونیکی معتبر در هنگام ارسال آثار توسط نویسنده الزامی بوده و بدیهی است آثاری که بدون نام ارسال شوند، مورد بررسی قرار نخواهند گرفت.
۸- آثار خود را میتوانید از طریق آدرس پست الکترونیک contest91[at]sffaward[dot]ir ارسال فرمایید. این آدرس فقط در دوران برگزاری مسابقه معتبر بوده و ارسال به آن به منزلهی شرکت در مسابقه است.
۹- از نظر دبیرخانهی مسابقه، آثار ارسالی محدودیتی از نظر سابقهی نشر در رسانههای دیگر (دیجیتالی و یا کاغذی) ندارند. توجه داشته باشید محدویت نشر در سال ۱۳۹۱ خورشیدی برای آثار لحاظ شده باشد. همچنین در صورت ارسال آثار از پیش منتشرشده، با توجه به نشر داستانهای برگزیده در قالب «کتاب جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن» مسؤولیت هماهنگی با ناشر پیشین و اخذ مجوز بازچاپ برعهدهی نویسنده خواهد بود.
تذکرات
۱- آثار ارسال شده تا روز اعلام نتایج تنها توسط دبیر مسابقه و هیأت داوران قابل مشاهده خواهند بود. آثار راه یافته به مرحلهی پایانی بعد از اعلام نتایج و اهدای جوایز در معرض بازدید عموم قرار خواهند گرفت.
۲- لطفاً توجه فرمایید ارسال آثار برای مسابقه، به منزلهی مجوز نشر آثار (در قالب الکترونیکی، کتاب جایزه و…) به نام خود شما خواهد بود.
۳- اسامی داوران، زمان و محل اعلام نتایج متعاقباً به اطلاع علاقمندان خواهد رسید.
سایر شرایط و بخشهای ویژهی مسابقه در اطلاعیههای آتی اعلام خواهد شد.
آبان ۳۰م, ۱۳۹۱ در
اخبار جایزه |
بدون نظر
آیین شناساندن برگزیدگان و اهدای جوایز ششمین دورهی جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن (سال ۱۳۹۰)، برگزار شد.
فراخوان دریافت آثار بخش مسابقهی داستاننویسی گمانهزن از یکم آذر ماه ۱۳۹۰ آغاز و با یک ماه تمدید تا اول اسفند ۱۳۹۰ ادامه داشت. در نهایت ۱۶۳ اثر از ۱۰۲ نویسنده به دبیرخانهی جایزه ارسال شد. از این میان داستان به دلیل نقص اطلاعات خواسته شده همان ابتدا از روند بررسی کنار گذاشته شد و ۱۶۰ داستان باقی مانده، پس از فرمبندی در قالب یکسان و استاندارد دبیرخانه، بدون نام نویسنده در اختیار کمیتهی بررسی و انتخاب داستانها قرار گرفت. بنا بر اعلام نهایی کمیتهی بررسی و انتخاب داستانها، ۵۹ داستان به دلیل عدم همخوانی با بند سوم از شرایط اعلام شده داستانها (بیشینه و کمینه کلمات) هر چند مورد داوری قرار گرفتند، از روند انتخاب داستانها برای راهیابی به دور نهایی کنار گذاشته شدند. در نهایت ۱۶ داستان برگزیده برای داوری نهایی انتخاب شد که پس از حذف ۴ عنوان (به دلیل همکاری نویسندگان آن با دبیرخانهی جایزه) انتخاب اثر برگزیده از میان ۱۲ داستان راه یافته به مرحلهی داوری نهایی صورت گرفت. فرهاد آذرنوا، شهرام اقبال زاده، سیامک انصاری، مهدی بنواری، احسان رضایی، حبیب رضایی، امیر سپهرام، آرمان سلاح ورزی، فرزاد فربد، گیتا گرکانی هیأت داوران انتخاب داستان گمانهزن برگزیدهی سال ۱۳۹۰ را تشکیل داده بودند.
۱. از میان نامزدهای دریافت تندیس نویسندهی برگزیدهی مسابقهی داستاننویسی؛
- محسن امیری (شغل مقدس خانوادگی)
- ناصر فرزین فر (خوابی که میبرد)
- بهزاد قدیمی (مردن مرد زنمرده، همین طور سگها و چیزهای دیگر)
آقای «محسن امیری» به خاطر خلق داستان «شغل مقدس خانوادگی» به عنوان «نویسندهی برگزیدهی ادبیات گمانهزن سال ۱۳۹۰» معرفی شد. تندیس نویسندهی برتر را آقای «وحید نیکخواه آزاد»، شاعر، نویسنده، مترجم، کارگردان و تهیه کنندهی سینما به آقای امیری اهدا کرد.
همچنین دبیرخانهی جایزه، به دلیل تجربهی عرصههای نو و نوآوری در روایت داستاننویسی گمانهزن، با اهدای لوح تقدیر ویژهی دبیرخانه از آقای «بهزاد قدیمی» تقدیر کرد. نمایندهی آقای قدیمی لوح تقدیر ایشان را از دست آقای «وحید نیکخواه آزاد» دریافت کرد.
۲. از میان نامزدهای دریافت لوح یادبود مترجم برگزیدهی سال؛
- پیمان اسماعیلیان (بازی اندر / پتک آسمان)
- علی اصغر بهرامی (افسونگران تایتان / دنیای بلور / کابوس چهاربعدی)
- فرزاد فربد (آد و غولهای یخی / کوکی)
- ماندانا قهرمانلو (امیدهای جاودان بهاری)
- سمیه کرمی (آخرین کتاب جهان)
جناب آقای «علی اصغر بهرامی» به عنوان «مترجم برگزیدهی ادبیات گمانهزن سال ۱۳۹۰ خورشیدی» برگزیده شد. سرکار خانم «شیوا مقانلو»، مترجم، نویسنده، استاد دانشگاه لوح یادبود مترجم برگزیدهی سال را به نمایندهی آقای بهرامی اهدا کرد.
۳. از میان نامزدهای دریافت لوح یادبود ناشر برگزیدهی سال؛
- نشر افق
- کتابسرای تندیس
- انتشارات قدیانی
- نشر قطره
«نشر قطره» به عنوان ناشر برگزیده، لوح یادبود «ناشر برگزیدهی ادبیات گمانهزن سال ۱۳۹۰ خورشیدی» را به دست آورد. لوح یادبود ناشر برتر را آقای «شهرام اقبال زاده»، نویسنده، مترجم، منتقد به نمایندهی نشر قطره اهدا کرد.
۴. از میان نامزدهای دریافت لوح یادبود مروج برگزیدهی سال؛
- مجله دانستنیها
- مجله شگفتزار
- نشر ویدا
لوح یادبود «مروج برگزیدهی ادبیات گمانهزن سال ۱۳۹۰ خورشیدی» به دلیل تهیه و نشر اینترنتی مجله ادبیات گمانهزن، به «مجله شگفتزار» اهدا شد. خانم شیرین سادات صفوی، سردبیر مجله شگفتزار لوح یادبود خود را از دست آقای «مهدی بنواری»، مترجم، روزنامهنگار، سردبیر گروه ادبیات گمانهزن دریافت کرد.
مراسم اهدای جوایز ششمین دورهی جایزه، ۳ مهر ۱۳۹۱ در محل «ایوان شمس» برگزار شد.
مهر ۴م, ۱۳۹۱ در
اخبار جایزه |
بدون نظر

(پوستر اثر هاله دارابی)
جشن سالانهی علاقهمندان، نویسندگان، مترجمان، ناشران و تمام اهالی ادبیات ژانری در راه است. دوباره نوبت اهدای تندیس و لوحهای یادبود فرا رسیده تا از برگزیدگان و بهترینهای سال گذشته تقدیر شود. این بار و در ششمین دوره، جوایز جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن (سال ۱۳۹۰) در روز دوشنبه ۳ مهر ماه یک هزار و سیصد و نود و یک خورشیدی، از ساعت ۱۶:۰۰ تا ۱۹:۰۰ اهدا خواهند شد.
دبیرخانهی جایزه با استفاده از این فرصت از همهی اساتید، صاحبنظران، اندیشمندان، قلمپروران و طرفداران ادبیات گمانهزن (علمیتخیلی، فانتزی، وحشت) برای شرکت در این آیین دعوت میکند.
مراسم به یاری معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران در محل ایوان شمس برگزار خواهد شد و حضور برای عموم آزاد است. در این مراسم
- سعید باباوند
- حمیدرضا صدر
- فرزام ملک آرا
برایمان از جنبههای مختلف دنیای گمانهزن سخن خواهند گفت و برگزیدگان حوزههای چهارگانهی جایزه معرفی شده و جوایز ایشان تقدیم خواهد شد. حوزههای چهارگانهی جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن عبارتند از:
- نویسندهی برتر مسابقهی داستاننویسی سال ۱۳۹۰؛
- مترجم برتر ادبیات گمانهزن سال ۱۳۹۰؛
- ناشر برتر ادبیات گمانهزن سال ۱۳۹۰؛
- مروج برتر ادبیات گمانهزن سال ۱۳۹۰.
دبیرخانهی جایزه چشم به راه حضور شما عزیزان خواهد بود.
زمان: دوشنبه، ۳ مهر ماه ۱۳۹۱، از ساعت ۱۶:۰۰ تا ۱۹:۰۰
مکان: بزرگراه شهید گمنام، ابتدای بزرگراه کردستان، ایوان شمس

(برای دیدن نقشه در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید)
شهریور ۲۷م, ۱۳۹۱ در
اخبار جایزه |
بدون نظر
دبیرخانهی ششمین دورهی جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن، فهرست نامزدهای دریافت تندیس نویسندهی برگزیدهی مسابقهی داستاننویسی سال ۱۳۹۰ را اعلام میکند.
بنا بر اعلام «محمد حاج زمان» دبیر جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن، از میان ۱۲ داستان راه یافته به مرحلهی نهایی و بر اساس آرای اخذ شده از داوران بخش مسابقهی داستاننویسی پنجمین دورهی جایزه، ۳ داستان زیر به عنوان نامزدهای دریافت «تندیس نویسندهی برگزیدهی مسابقهی داستاننویسی سال» اعلام میشوند (فهرست اسامی به ترتیب الفبایی نویسندگان مرتب شده است):
| ردیف |
نویسنده
|
عنوان داستان
|
| ۱ |
محسن امیری |
شغل مقدس خانوادگی |
| ۲ |
ناصر فرزین فر |
خوابی که میبرد |
| ۳ |
بهزاد قدیمی |
مردن مرد زن مرده، همینطور سگها و چیزهای دیگر |
آیین اهدای جوایز ششمین دورهی جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن در مهر ماه سال جاری برگزار خواهد شد. زمان و مکان برگزاری در اطلاعیههای بعدی اعلام خواهد شد.
شهریور ۲۶م, ۱۳۹۱ در
اخبار جایزه |
دیدگاهها خاموش
دبیرخانهی مسابقه ششمین دورهی «جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن» با برخی از عزیزانی که به عنوان داور بخش مسابقهی داستاننویسی، با دبیرخانهی پنجمین دورهی «جایزه همکاری داشتهاند، دربارهی داستانهای راه یافته به مرحلهی نهایی و همچنین جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن گفتگوهایی انجام داده است که تا پیش از برگزاری مراسم اهدای جوایز برگزیدگان جایزه، به تدریج منتشر خواهند شد.
آنچه در ادامه میآید، سومین و آخرین بخش از این سلسله گفتگوها است که از نظر علاقمندان میگذرد.
احسان رضایی، روزنامهنگار و مترجم. متولد ۱۳۵۵ تهران. با سمت مدیر مسئول، سردبیر، ویراستار و نویسنده در نشریات مختلف از جمله هفتهنامهی علمی «پزشکی نوین»، ماهنامهی صنفی «جامعه پزشکی»، هفتهنامهی فرهنگی-اجتماعی «همشهری جوان» و روزنامه «تهران امروز» مشغول همکاری است
جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن؛ فرزین سوری- آقای رضایی ممنون که امسال هم مثل سال گذشته زحمت کشیدید و داستانها را داوری کردید.
بله خوب من که از پارسال تا به حال خیلی هم فرقی نکردم. فقط کمی پیرتر شدم… چون آدم از یک سنی تا یک سنی مدام جوانتر میشود. ولی از آن به بعد هر سال پیرتر میشود.
شما متولد سال ۵۶ در تهران بودید، نه؟
من متولد اول فروردین ۵۶ هستم. با این که روز تعطیل بود به دنیا آمدم.
با توجه به سابقهی شما در داوری دورهی گذشتهی جایزه، فرصت را غنیمت میشمارم و خواهش میکنم این مجموعه از داستانها را ابتدا به صورت مستقل و سپس در مقایسه با پارسال ارزیابی کنید.
به صورت مستقل که در واقع مجموعهای بود از داستانهای علمی تخیلی و فانتزی و وحشت، که سهم علمیتخیلی و فانتزی در آنها بسیار کم بود. وحشت خیلی زیادتر بود. اما یک موردی که در داستانهای پارسال هم به چشم میخورد و به صورت مستقل برای امسال هم اعلام میکنم این است که، دوستان نویسنده بهتر است قبل از فرستادن آثارشان برای دبیرخانه، آثار را به یک ویراستار بدهند تا آثار از نظر ادبی و فنی ویرایش شوند. متوجه هستم که خیلی از نویسندهها با دید چندان مثبتی به ویراستارها نگاه نمیکنند. چون حس میکنند ویراستار کارشان را خراب میِکند. ولی اگر مجموعه ویرایش میشد به نظرم با حذف یکی دو داستان، مجموعهی خیلی خوب و حتا قابل چاپی بود. و شاید حتا مخاطبان زیادی هم پیدا میکرد.
البته ویراستار خوب هم کم است در ایران. ولی باور کنید همهی نویسندههای بزرگ ویراستار داشتند. حتا بزرگترین نویسندههای علمیتخیلی و فانتزی هم ویراستارهایی داشتند که به آنها دربارهی داستان و پردازش قسمتهای مختلفش مشورت میداده. بنابراین موضوع غیر حرفهای یا بدی نیست. باید بپذیریم که چنین کاری لازم است.
در مقایسه با سال پیش یک اتفاق خیلی خوب افتاده بود. و آن هم ورود به فضاهای ایرانی و استفاده از عناصر بومی در داستانها بود. این به نفع نویسندهها است. چون میتوانند با مصرف هزینهی کمتر، فضای قابل قبولی برای خواننده ایجاد کنند و در ذهنش محیط را به خوبی تداعی کنند. و در عوض هزینه و انرژیای که باید خرج توصیف و آشنا کردن خواننده با فضا شود، میتواند در بسط داستان و بسط ایده و سایر مسائل استفاده شود.
همین موضوع امسال قدرت قلم و نویسندگی را هم بالا برده بود و کیفیت را هم. ذهن نویسنده درگیر خود داستان بود.
اما از نظر ژانری یک مشکل در داستانهای امسال وجود داشت که در داستانهای سری قبل نبود. امسال چندین داستان وجود داشت که در ظاهر در ژانر وحشت قرار میگرفت؛ ولی اگر یک عنصر خاص را که در این دوره جن بود، از داستانها خارج میکردیم، داستان به واقع دیگر ژانری نبود و جریان اصلی بود. یعنی در داستان میشد تصور کرد که جنها واقعیت دارند ولی تصور غیر از این هم به داستان صدمهای نمیزد. ولی به نظر من داستان ژانری خوب داستانی است که وقتی فلان عنصر ژانری را از آن خارج کنیم، داستان به ادبیات غیر فیکشن تبدیل نشود. مشخصاً وقتی در میدان ادبیات گمانهزن داریم طبعآزامایی میکنیم، خوب نیست که اینقدر عنصر فانتزی ضعیف باشد. به عبارت دیگر خواننده نباید بتواند فرض کند که داستان را میتواند یک داستان رئال هم فرض کند.
بیشتر داستانهای وحشت امسال در فضایی مالیخولیایی به سر میبردند و بار زیادی از وحشت روی همین دید مالیخولیایی و موهومی راوی و اطرافیانش افتاده بود.
یک نکتهی دیگر هم که سال پیش مطرح کرده بودم باز هم به چشم میخورد. این که ما ادبیات فانتزی و علمیتخیلیای که استفاده میکنیم خارجی است و در نتیجه متن ترجمه شده است، باعث شده روی زبان نویسندگی تأثیر منفی ایجاد شود. یعنی داستانها به زبان فارسی نبودند. بلکه به زبان ترجمه شده به فارسی بودند. حتا جملهبندیهای نویسندههای ما هم تحت تاثیر این موضوع قرار گرفته. به نظرم حالا که داریم وارد فضاهای ایرانی و بومی میشویم، دور از ذهن نیست که مطالعاتمان را در زمینهی ژانری بین متون قدیم فارسی هم بیشتر کنیم. به طور مثال ما مجموعههای بسیاری از کتابهای عجایب المخلوقات را داریم و هزار و یک شب را و خیلی داستانهای جالب دیگر مثل سمک عیار و امیر ارسلان نامدار. شاید خواندن این داستانها علاوه بر این که ما را با نوع روایت ایرانی آشنا کند، ساختار زبان فارسی را به ما آموزش دهد.
دربارهی خود جایزهی ادبی چه نظری دارید؟
تصورم این است که تبلیغات شما برای جایزهی ادبی محدود است. خیلی خوب بود اگر بجز تبلیغات اینترنتی و دهان به دهان، از رسانههای جمعیتر هم استفاده میکردید. مثلاً روزنامهها و مجلات ادبی. چون به نظرم زمینهی خوبی با توجه به فعالیتهای اینترنتی شما شکل گرفته که میتواند به صورت خارج از دنیای مجازی بسیار ارزشمند عمل کند.
ممنونم. و دیگر؟
من تاکیدم روی بازگشت به داشتههای خودمان است. یعنی پیشینهی ادبیمان. و بومیسازی داستانها فقط امکانات ما را زیاد میکند. اصلاً دست و پا بستن نیست. چون تصور من این است که ما ادبیات بسیار غنیای داریم. و نهایتاً امیدوارم هر سال داستانها پیشرفت بیشتری داشته باشند.
شهریور ۲۵م, ۱۳۹۱ در
اخبار جایزه |
بدون نظر
دبیرخانهی ششمین دورهی جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن، فهرست نامزدهای دریافت لوح یادبود مروج برگزیدهی گمانهزن سال ۱۳۹۰ را اعلام میکند.
بنا بر اعلام دبیرخانهی دبیر جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن، پس از بررسی فعالیتهای انجام شده افراد، مجلات، نهادها و ناشران در سال ۱۳۹۰ در گونههای ادبی علمیتخیلی، فانتزی، وحشت، به عنوان زیرگونههای گونهی ادبی گمانهزن، نامزدهای دریافت «لوح یادبود مروج برگزیدهی سال» به شرح زیر اعلام میشوند (فهرست اسامی به ترتیب الفبایی مرتب شده است):
ردیف |
نامزد |
فعالیت |
| ۱ |
مجله دانستنیها |
نشر پروندههای موضوعی ادبیات، سینما و کمیکهای گمانهزن |
| ۲ |
مجله شگفتزار |
تهیه و نشر اینترنتی مجله ادبیات گمانهزن |
| ۳ |
نشر ویدا |
تلاش در جهت نشر مجموعههای جدید در گونهی وحشت |
فهرست نامزدهای دریافت تندیس مسابقهی داستاننویسی در اطلاعیه بعدی اعلام خواهد شد.
شهریور ۲۳م, ۱۳۹۱ در
اخبار جایزه |
دیدگاهها خاموش
دبیرخانهی مسابقه ششمین دورهی «جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن» با برخی از عزیزانی که به عنوان داور بخش مسابقهی داستاننویسی، با دبیرخانهی جایزه همکاری داشتهاند، دربارهی داستانهای راه یافته به مرحلهی نهایی و همچنین جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن گفتگوهایی انجام داده است که تا پیش از برگزاری مراسم اهدای جوایز برگزیدگان جایزه، به تدریج منتشر خواهند شد.
آنچه در ادامه میآید، دومین بخش از این سلسله گفتگوها است که از نظر علاقمندان میگذرد.
حبیب رضایی بازیگر و بازیگردان. برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول و نقش مکمل از ادوار جشنواره فیلم فجر. ایفای نقش در فیلمهای آژانس شیشهای، اینجا چراغی روشن است، همیشه پای یک زن در میان است، از شناختهشدهترین بازیهای او هستند. انتخاب بازیگر، مشاوره فیلمنامه و نویسندگی فیلمنامه از دیگر فعالیتهای حبیب رضایی است.
جایزهی هنر و ادبیات گمانهزن؛ فرزین سوری- آقای رضایی، ممنون میشویم شرح حال مختصری از خودتان برای ما بگویید.
حبیب رضایی هستم، متولد ۱۳۴۸ در تهران. همین.
قبل از هر صحبتی، از شما به خاطر قبول کردن داوری مسابقهی امسال تشکر میکنم.
خواهش میکنم. خیلی با علاقه این کار را انجام دادم و خیلی هم ممنونم از دوستان که به یاد من بودند و باعث شدند یک مجموعهی داستان کوتاه خوب بخوانم. هر چند معتقد نیستم که جامعهی آماری مناسبی از تمامی نویسندگان جوان ایرانی باشد که دست به قلم هستند؛ ولی به نظرم مجموعهای بود که میتوانست در رابطه با داستانهایی که در ایران به صورت تخیل محور نوشته میشوند، دید خوبی به خواننده دهد.
داستانهای این دوره از مسابقات داستاننویسی گمانهزن را چطور ارزیابی کردید؟
راستش تا به حال با این جایزه و این مجموعه آشنایی نداشتم و در نتیجه نمیتوانم در مقام مقایسه حرفی بزنم. ولی به نسبت کتابهایی که میخوانم، و معمولاً هم داستانهای کوتاه مختلفی را که چاپ میشود میخوانم، در عینی که میتوانستند مثبت باشند، خواننده را دچار تردید هم میکردند. چون تشتت و لجام گسیختگیای حاضر در داستانها شاید کمی گیج کننده بود. بد نیست اگر در داستان رها شویم؛ ولی اگر قرار است داستانی در یک چارچوب نوشته شود، لازم است به نظم هم دقت شود.
بعضی از داستانها به این که خیلی خوب بودند و خیلی هم ایدههای خلاقانهای داشتند، چنان شیفتهی طرح اولیه شده بودند که خیلی به دنبال پیشبرد داستان نبودند و در نتیجه در گسترش و پردازش داستانها مشکل ایجاد شده بود. مثل این بود که کسی را جایی دعوت کنیم، بعد طرحی برای پذیرایی نداشته باشیم و مهمانها همان پشت مشغول گشت زدن باشند. نمیدانم نویسندههای این مسابقه دورهای در داستاننویسی دیدهاند یا نه و همگی خیلی شخصی مشغول کار هستند. اگر شکل دوم صادق است، به نظرم بد نیست در کارگاههای داستاننویسی دور هم جمع شوند تا جی.پی.آر.اس قلمشان روان شود و یک ذره آدرسها را درستتر بروند. چون خیلی حیف است که داستانها خیلی هستهی قدرتمندی دارند، ولی در گسترش و بسط هیچگونه انرژیای صرف نشده. یعنی من انتظار قلم شیوا هم نداشتم؛ ولی پایبندی به چارچوبها و فرضهای اولیه ای که نویسنده خودش میگذارد فرض معقولی به نظر میرسد.
موافقم و در پاسخ سوالتان باید بگویم که جایزهی داستاننویسی گمانهزن به صورت آزاد و عمومی برگزار میشود.
بسیار هم خوب هست و درستش هم همین است که هر کسی فرصت محک قلمش را داشته باشد.
گفتید اهل ادبیات هستید. در این گونهی ادبی خاص هم مطالعه میکنید؟
نه راستش خیلی در این ژانر خاص کتاب ایرانی نخواندم. و حتا ترجمه. ولی فیلمنامههای تیم برتون را خیلی دوست داشتم. برای همین تهیه کردم و مطالعه کردم. البته اگر فیلمهای او در این ژانر قرار بگیرد، که به نظرم میشود. ولی فیلمنامهی ایرانی در این ژانر نخواندم. یا نداریم. نهایتا کتاب یا رمانی که در این ژانر باشد نخواندم.
خوب پس بگذارید سوال بهتری بپرسم. آثار مورد علاقهی سینماییتان کدامها هستند؟
تقریباً با یکی دو استثنأ مجموعه کارهای تیم برتون را خیلی دوست دارم. و از کارهای آقای اسپیلبرگ هم ای.تی را خیلی دوست دارم. بعد از دیدن فیلم هوگوی آقای اسکورسیزی به شدت به فیلمهای جورج ملیه علاقمند شدم. فیلم سفر به ماه ایشان واقعاً چیز عجیب و غریبی بوده! اصولاً به نظرم سینما و کلاً ادبیات باید در ژانر تخیلی قرار بگیرد. ماتریکس را هم خیلی دوست دارم راستی؛ ولی خیلی هری پاتری نیستم. نمیدانم حالا شاید من درک نمیکنم. ولی حتماً چیز خوبی است که اینقدر طرفدار دارد. اما به شخصه طرفدارش نیستم.
بسیار ممنونم. و کلام آخر؟
کلام اخر این که چه آنهایی که جایزه بردند و چه آنهایی که جایزه نبردند، بدانند که باید بنویسند. چون معلوم نیست کسی که برنده شده برنده شده، یا کسی که بازنده شده برنده شده! یک لطیفهی قدیمی هست که می گوید یک آقایی در بیمارستان فریاد میزد : «مینا! مینا!» پرسیدند چی شده، جواب شنیدند که این بنده خدا مینا را میخواسته و بهش ندادند. چند متر جلوتر یک آقای دیگری داشت فریاد میزد: «مینا! مینا!» مشخص شد که مینا را به این آقا دادند! خلاصه این که چه برنده و چه بازنده، به نظرم بهترین تمرین نویسندگی، خود نوشتن است.
شهریور ۲۰م, ۱۳۹۱ در
اخبار جایزه |
بدون نظر